خرید بک لینک
از بیکاری ات و کم پولی مون خییییلی خسته شدم .خدایا گناه من ب درگاهت چی بود؟؟؟

خیلی سعی میکنم خودمو کنترل کنم ،با این روحیه ی داغونم هر روز و هر شب خودمو حفظ میکنم و بهت رو حیه میدم ،ولی نمی دونی چقد از درون پوکیدم ....اخ خدای من ....

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ساعت 1:4&nbsp توسط فاطمه |

برچسب: بیکاری,مصطفی, نویسنده: ایلیا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:47

مصطفای گلم باز هم سلام ،نمی دانم کی موفق شوی این دل نوشته ها را مطالعه کنی ،عزیزم دوستت دارم و ب وجودت افتخار میکنم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵ساعت 0:15&nbsp توسط فاطمه |

برچسب: آنکه,عاشقانه,دوستت,دارد,همسرت, نویسنده: ایلیا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:47

امشب اولین شبی است که از مصطفی دورم یعنی باهاش قهرکردم و اومدم خونه ی خواهرم ،واقعا خسته شدم ،مصطفی یه آدم بهونه گیره ،علت این همه بهونه گیریش رو هم نمی دونم واقعا،من با خیلی از مسایل جنگیدم و ساختم که خودتون اگه پست های قبلی ام رو خونده باشید میفهمید،خود مصطفی هم این مساله رو میدونه ،اما من واقعا از بهانه گیری هاش خسته ام ،خیلی خسته ام ،خیلی دلشکسته ام ،توی همین یکماه گذشته سه بار رفت

برچسب: اولین,قهرمن,مصطفی, نویسنده: ایلیا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:47

صفحه بندی